تبليغاتX
همیان

همیان

ادبيات،هنر وتاريخ

قنشگه نه

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 17:45  توسط ali zalpoor  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:41  توسط ali zalpoor  | 

مال منی

در غربت چشمان سياهت


          آشفته شبی محوشدم در شبه خواب


          بيدار مکن عاشق ديوانه ی خود را


          ديگر نتوانم شب غم های تورا تاب

( مال منی)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:42  توسط ali zalpoor  | 

تصويري از غار منقوش و باستاني مير ملاس كوهدشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:33  توسط ali zalpoor  | 

Bedone sharh

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:13  توسط ali zalpoor  | 

تعبیر عشق

 
 
تعبیر عشق
زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد
با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد
 زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود
کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد
همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود
طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد
زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئي با دعايي با  خدا  تقدير کرد
 
کاش ميشد لحظه ها را قاب کرد 
                                         روزهاي تيره را خواب کرد....
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:23  توسط ali zalpoor  | 

دو تا گاو ماده دارين ...
يكيش رو می فروشين و يه گاو نر می خرين ... به تعداد گاوهای گله ء شما افزوده ميشه و اقتصاد رشد می كنه ... پول براتون همينطور سرازير ميشه و می تونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين ...
اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می پرستين و عبادت می كنين!
 اقتصاد پاكستانی : هيچ گاوی ندارين ... ادعا می كنين كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالی می كنين ... از چين طلب كمك نظامی می كنين ... از انگليس هواپيماهای جنگی ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زير دريايی ... از سوييس وام بانكی ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو می خرين و بعد ادعا می كنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين!
اقتصاد آمريكايی : دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو می فروشين و دومی رو تحت فشار مجبور می كنين كه به اندازه ء ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار ميندازين و بعد طبيعتا" اون كشور يه خطر بزرگ برای بشريت به حساب مياد ... يه جنگ برای نجات جهان به راه ميندازين و گاوها رو به چنگ ميارين!
 اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارين ... دست به اعتصاب می زنين چون می خواين سه تا گاو داشته باشين!
 اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو تحت مهندسی ژنتيك قرار ميدين ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی يه وعده غذا می خورن و خودشون شيرشون رو می دوشن!
 اقتصاد انگليسی : دو تا گاو ماده دارين ... كه هر دو تاشون گاو ديوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن!﴾
 اقتصاد ايتاليايی : دو تا گاو ماده دارين ... نمی دونين كه اونها كجا هستن ... پس بيخيال ميشين و ميرين سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!
اقتصاد سوييسی : ۵۰۰۰ تا گاو ماده دارين ... هيچكدومشون مال خودتون نيستن ... از كشورهای ديگه پول می گيرين كه دارين گاوهاشون رو نگه می دارين!
اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو از نو طراحی ژنتيكی می كنين ... هيكل گاوهاتون يك دهم اندازه ء طبيعی ميشه و ۲۰ برابر معمول هم شير توليد می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصيت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازين و اسمش رو ميذارين Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنين و می فروشين!
اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می شمرين و متوجه ميشين كه ۵ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و می فهمين كه ۴۲ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و متوجه ميشين كه ۱۷ تا گاو دارين ... يه بطری ودكای ديگه باز می كنين و به خوردن و شمردن ادامه ميدين!
 اقتصاد چينی : دو تا گاو ماده دارين ... ۳۰۰ نفر آدم دارين كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنين كه سيستم استخدامی و شغلی كاملی دارين و توليدات گاويتون در سطح بالايی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بيان كنه بازداشت می كنين!
اقتصاد ايرانی : دو تا گاو ماده دارين كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسيده ... يكيش رو دولت بابت عوارض و ماليات و خمس و زكات و سهم صدا و سيما و سهم بنياد های مختلف و ............. و غيره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنين و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ............. و غيره می كنين! ...
 و اقتصاد كماكان فلج می مونه!
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:51  توسط ali zalpoor  | 

یه عکس قشنگ از گوگوش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 16:28  توسط ali zalpoor  | 

اي ستاره ها

 

 
اي ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها كه از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
آري اين منم كه در دل سكوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره ميكنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد كنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميكنم
با دلي كه بويي از وفا نبرده است
جور بيكرانه و بهانه خوشتر است
در كنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است
اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من
ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او
آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهي
سر نهاده ام به روي نامه هاي او
سر نهاده ام كه در ميان اين سطور
جستجو كنم نشاني از وفاي او
اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد
از دو رويي و جفاي ساكنان خاك
كاينچنين به قلب آسمان نهان شديد
اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك
من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نيست
تا كه كام او ز عشق خود روا كنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زين سپس به عاشقان با وفا كنم
اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سربدار
سر بدامن سياه شب نهاده ايد
اي ستاره ها كز آن جهان جاودان
روزني بسوي اين جهان گشاده ايد
رفته است و مهرش از دلم نميرود
اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان كجاست ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:56  توسط ali zalpoor  | 

با تو

 

بـــا تو من مثل ستــــاره که رو بال شب ســـواره
 
بـــی تو من پیـــاده ای که نفساشــو می شمـــاره
 
با تو من چراغ مهتــــاب که شبا دنیـــا رو داره
 
بی تو فانوســــی شکستــــه که تو کلبه جــا نداره
 
تو پــــری آسمـــونی تـــو عزیــــزی مهربونـــی
 
دلــــم و به تو سپـــردم کاش منـــو قابل بدونــی
 
با تــو من مثل یــه رودم میـــره تا دریــا وجودم
 
تا نبـــودی من نبـــودم نمی دونــم که کـــی بــودم
 
دل غصــه رو شکستــی لب شکوه هــا رو بستــی
 
تا تـــوی دلم نشستـــی به دلامــون وحلقه بستــی
 
تو شــدی تمــوم هستــی تا که هستــم و تو هستی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:55  توسط ali zalpoor  |